نقش مدرسه در سلامت روان دانش آموزان

نقش مدرسه در سلامت روان دانش آموزان

پیام ها: 1
فایل ها: 0
لینک کوتاه:
emamrezaedu.com/Xp95R
متن خبر:

نقش مدرسه در بهداشت روان دانش آموزان

رفتار فرد و بشر نتیجه موفقیت ها و عوامل متعددی هستند، که مهمترین آنها خانواده، مدرسه  اجتماع هستند. اگر خانواده، مدرسه و اجتماع هریک وظایف خود را به خوبی انجام دهند شانس موفقیت کودک در زمان بلوغ و بزرگسالی افزایش خواهد یافت و برعکس چنانچه پارامترهای یاد شده به هر دلیلی از انجام وظایف خود قصور بورزند، سازگاری فرد در دوران جوانی و بزرگسالی بسیار دشوار و در برخی مواقع غیرممکن خواهد شد. تاثیر خانواده در رفتار کودک بیشتر در دوران قبل از مدرسه است و پس از آن مسئولیت مدرسه در تربیت کودک سنگین‌تر خواهد شد. مدرسه نیز برای بهبود زندگی بسیاری از كودكان و نوجوانان فرصت بسیار مناسبی فراهم می كند. به موازات حركت ملتها در جهت آموزش همگانی، نقش مدارس در ارائه خدماتی مانند؛ خدمات بهداشت روانی در امور تحصیلی، اهمیت روز افزون یافته است. در حال حاضر، مدارس با حمایت كامل خانواده و اجتماع، بهترین محل برای برنامه های جامع بهداشت روانی به شمار می روند، زیرا: تقریبا تمام کودکان در دوره ای از زندگی خود به مدرسه می روند، مدارس، قوی ترین سازمان اجتماعی و آموزشی قابل دسترس برای مداخله اندکه اثری عمیق بر كودكان، خانواده ها و اجتماع می گذارند . مدرسه همگام با خانواده، نقشی تعیین كننده در ایجاد یا تخریب عزت نفس كودكان و احساس شایستگی آنان دارد. بنابراین مدارس برای بسیاری از کودکان حساس ترین و مناسب ترین نقطه مداخلات بهداشت روانی است .طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روانی عبارت است از توانایی كامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی و جسمی . بهداشت روانی صرفا در محیط سالم فیزیكی به دست نمی آید، بلكه محیط سالم روانی نیز یك اصل مهم است. چه بسا كه محیط فیزیكی كودكان سالم و آرام، اما محیط روانی آن ها نا امن پر اضطراب باشد.

 امروزه با استفاده از برنامه های مختلف مانند آموزش مهارت های زندگی ، آموزش بهداشت روانی و نیز درمان های تخصصی می توان به کودکان کمک کرد تا زندگی مفیدتر و رضایتمندانه تری داشته باشند. 
. کار آموزش و پرورش در آموزشگاه ها در واقع دنباله کار پرورش شخصیت افراد در محیط خانواده است. کودکان در محیط آموزشگاه ها یاد می گیرند که چگونه رفتار اجتماعی داشته باشند و نقش خود را در اجتماع ایفا کنند. آنان می آموزند در چه محدوده ای بیندیشند و حس همکاری داشته باشند. این محیط می تواند ارتباط درستی با کودک برقرار کند. او را آماده پذیرش مسئولیت تصمیم گیری و حل مسائل زندگی سازد. کودکانی که تازه به محیط آموزشگاه پا می گذارند مسلما مشکلاتی مانند پیوستگی اخلاقی دارند یعنی هریک از کودکان در محیط خانوادگی خاص خود تربیت شده اند و والدین آنها سلیقه های تربیتی متفاوتی دارند. مربیان و آموزگاران باید با درایت خود این مسائل را درک کنند و کودکان را با محیط جدید تطبیق دهند. 
آموزشگاه محیطی نیست که فقط مسائل و مطالبی به کودک القا شود; بلکه در این محیط اخلاق و رفتار کودک نیز تکوین می یابد. کودکی که به مدرسه می رود به دنبال احساس تعلق مشابه آنچه در خانه تجربه کرده است می گردد و در صورتی که در خانواده به این احساس دست نیافته باشد در پی جبران آن در مدرسه است. هرگاه نتواند در گروه همسن خود به احساس ارزشمند بودن برسد برای نشان دادن این که فرد باارزشی است درصدد جلب توجه دیگران برمی آید. این جلب توجه ممکن است به شیوه های مختلفی بروز کند. برخی کودکان از طریق پیشرفت تحصیلی ورزشی و اجتماعی این نیاز را در خود رفع می کنند. کودکی که محرومیت خود را به صورت پرخاشگری نشان می دهد در کلاس اختلال به وجود می آورد و باعث ناراحتی معلم و مدیر مدرسه می شود; کودکی که خشم خود را فرو می خورد بندرت بی انضباط می شود; ولی اختلال شخصیت در او بیشتر از کودکی است که عناد خود را آشکار می سازد. معمولا دلایل ناسازگاری در کلاس درس روشن است. هر کودکی میل به موفقیت دارد; ولی اگر وظایف او خارج از حدود استعداد و علاقه اش باشد احساس ناکامی و بی حوصلگی خواهد کرد. این احساس محرومیت آزاردهنده است و او باید به گونه ای آن را جبران کند. این عمل جبران ممکن است به صورت آزار رساندن به معلم تخریب کتاب و صندلی و نیز اذیت کردن همکلاسی ها جلوه نماید. هر کودکی دوست دارد دیگران و بخصوص معلم و همکلاسی هایش بدانند که او بااستعداد است ; هرچند تا حدی هم کم استعداد باشد باید به طور کلی او را همان طور که هست قبول کنند. این پذیرش از طرف دیگران و معلم به او احساس اعتماد به نفس و اطمینان خاطر می بخشد و او را شخصی باارزش نشان می دهد. 

باید بپذیریم مسئولیت اولیای مدرسه به پرورش قوای عقلانی و آشنا کردن دانش آموزان به ارزش های شناختی اجتماعی و اخلاقی خلاصه نمی شود بلکه اینان مسئول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگار و تامین بلوغ فکری و سلامت روانی کودکان و نوجوانان نیز هستند. همچنین برای برطرف کردن مشکلات عاطفی و درسی دانش آموزان باید میان والدین کودک و مربیان مدارس، همکاری متقابل وجود داشته باشد و توجه مربیان و والدین به پدیده روانی اجتماعی نه تنها زمینه مساعدی برای شکوفایی استعدادهای نهفته کودکان و نوجوانان را فراهم می آورد بلکه در بهبود سلامت روانی آنها نیز موثر خواهد بود. 





تو هم می تونی با ورود به سیستم، نظرت رو با ما به اشتراک بذاری...
نظرات:
هستی ظفرآبادی ششم نرگس 3، کلاس 603 يک شنبه 1396/09/19، ساعت 17:16
ممنون از اطلاعات مفیدتون